اکبرالقرا

استاد مصطفی اسماعیل

اکبرالقرا

استاد مصطفی اسماعیل

اکبرالقرا
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت دوستداران تلاوت قرآن کریم
این وبلاگ جهت آشنایی بیشتر با نابغه تلاوت قرآن؛ اکبرالقرا استاد مصطفی اسماعیل طراحی شده است؛ و در کنار آن، سایر مطالب قرآنی هم در وبلاگ قرار خواهد گرفت. منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات شما در این زمینه هستیم. همچنین اگر تلاوت خاصی از استاد مصطفی اسماعیل یا سایر قراء می خواهید، می توانید در قسمت نظرات یا از طریق ایمیل و یا تلگرام با ما در میان بگذارید که ان شاء الله در اسرع وقت پاسخ داده خواهد شد.
https://telegram.me/akbarolqurra
mustafaismaili118@yahoo.com
mustafa-ismail.blogfa.com
mustafa-ismail.blog.ir
پیوندها
طبقه بندی موضوعی

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن مداحی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تسلیت ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام؛





قومن بنات النبی، قصیده ای بسیار زیبا و تاثیرگذار که زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها در شب عاشورا هست؛ با اجرای باشکوه و ماندگار أسطورة المنبر الحسینی الحاج ملاباسم الکربلائی حفظه الله:


ملا باسم / بنات النبی / بصره، حسینیه داوود عاشور/ شب 10 محرم 1437



قومن بنات النبی خیطن خیمچن عبی
های الزلم ما تضل باچر وراچن سبی
ای دختران پیامبر، برخیزید و از خیمه ها برای خود چادر بدوزید
مردان شما زنده نخواهند ماند، فردا اسارت را در پیش رو دارید


یالله استعدن لباچر هاللیلة کلش گصیرة
باچر زلمنه تسافر کلمن یروح المصیره
انسن دلال الهواشم انسن صفات الأمیرة
کل وحده تلزم طفلها لوذن اسیره ابأسیره
و بسرعة کون المشی احنه نسه و نختشی
لا یبقى عدچن أمل باچر وراچن سبی

برای فردا آماده شوید که این شب بسیار کوتاه است
جوانمردان ما فردا مسافر هستند و هرکدام به سوی سرنوشتشان می روند
وقار بنی هاشمی و صفات شاهزادگی را فراموش کنید
هر یک از شما مراقب طفل خود باشد، و هر اسیری اسیر دیگر را در برگیرد
با سرعت قدم بردارید، که ما زنان هراسان خواهیم بود
آرزویی برایتان باقی نمی ماند، فردا اسارت را در پیش رو دارید


من هسه خلی نفکر لمن تصیر المسیة
لیلى تحامی رقیة و آنی علیه البقیه
من الشمر یعتنینی لا لا تطیحن علیه
خلنی وحدی لسیاطه لمن یگطع ادیه
باچر سیاط الهظم خل تنزل اعله العظم
خلّی ابشر الکفل باچر وراچن سبی
بگذارید از هم اکنون برای شب بعد چاره جوئی کنیم
لیلا تو مواظب رقیه باش و بقیه را به من بسپار
وقتی شمر به سمت من میاید، هیچکس خود را سپر من نکند
بگذارید ضربات شلاقش تنها بر بدن من فرود آید، تا وقتی که دستانم قطع شود
بگذارید فردا شلاق ظالمانه بر استخوان فرود آید
بگذارید به همه شما خبر دهم، که فردا اسارت را در پیش رو دارید


ما ظل وکت یالحرایر باچر تسافر زلمنه
باچر غطانه سحابه. ناتج مداخن خیمنه
صیرن درع یا خواتی و آنی اشیلن علمنه
احنه ثکلى و أرامل بالغربه من یحترمنه
نصبغ وجهنه بدمه. حتى العدو انوهمه
کلشی صفه محتمل باچر وراچن سبی
ای نازدانه ها دیگر وقتی باقی نمانده، فردا مردان ما به سفر می روند
فردا پوشش ما ابرهای برخاسته از دود آتش خیمه هاست
خواهرانم شما سپر شوید و من هم علم و پرچم را به دست می گیرم
فردا که مصیبت زده و بیوه در غربت هستیم چه کسی به ما احترام می گذارد؟
صورتهایمان را با خون رنگ می کنیم تا دشمن را به توهم بیاندازیم
فردا هر اتفاقی ممکن است روی دهد، فردا اسارت را درپیش دارید


لا لا تلفظن أسامی خاف العدو یکتشفنه
یبقى یسب بالغوالی یعرفها نقطة ضعفنه
کل غالی باچر نترکه ماکو أهم من شرفنه
و اللی یطمئنه باچر کلش قریبه نجفنه
باچر حرب تستمر بین الخدر و الشمر
واقع صبح مو مثل باچر وراچن سبی
نه نه، اسامی عزیزانتان را بلند تلفظ نکنید. میترسم دشمن ما را بشناسد
و به نقطه ضعف ما پی برده و به عزیزانمان دشنام دهد
هرعزیزی را که فردا از دست بدهیم هیچ چیز مهمتر از شرفمان نیست
و آن چه که باعث قوت قلبمان میشود این است که نجف به ما بسیار نزدیکست
فردا جنگ بین بانوان محجبه بنی هاشم و شمر استمرار می یابد
همه اینها به واقعیت می پیوندد ، فردا اسارت را در پیش رو دارید


شوفن وجوه الغوالی ساعة و حفظن علایم
یختلف باچر شکلهم لمن تطیح العمایم
جثه تطیح إعلى جثه تلتم جسوم الهواشم
رمله یلیلى تحیرن منهو علی و منهو جاسم
کل الجثث تنسحگ تتگطع و تفترگ
انسن عتاب الأهل باچر وراچن سبی
خوب به چهره های عزیزان نگاه کنید و نشانه ها را به خاطر بسپارید
فردا که عمامه هایشان میافتد چهره آنها تغییر خواهد کرد
پیکرها به روی هم می افتد، و تلی از اجساد بنی هاشم جمع می شود
لیلا و رمله (مادر قاسم) متحیر خواهند شد که کدام پیکر علی است و کدام قاسم؟؟
همه پیکرها لگدمال و تکه تکه و پراکنده می شوند
کسی را سرزنش نکنید، فردا اسارت را در پیش رو دارید


مهد الطفل خل نبعده شوفوله خیمه بعیده
رمله بعد لا تهلهل شمع العرس ما نریده
لمن تشوفن کفیلی لحد تباوع لإیده
و ابن أمی باچر نشوفه سیف الیمزگ وریده
خل ننظر لرگبته وکت الظهر ذبحته
ودعنه بس بالعجل باچر وراچن سبی
بگذارید گهواره طفل شیرخواره را دور کنیم و آن را در دورترین خیمه قرار دهیم
ای رمله، دیگر هلهله نکن. دیگر نیازی به شمع عروسی نداریم
وقتی چشمتان به عباس من افتاد دستانش را نگاه نکنید
فردا پسر مادرم را می بینیم که شمشیر رگ های گردنش را میبرد
بگذارید گلویش را ببینیم ، وقت ظهر سر از بدنش جدا می شود
با عجله  باهم وداع کنید، که فردا اسارت را در پیش رو دارید


من هسه صیرن سبایه و آنه الحرس و الکفیله
اتعلم اعلى الحراسه ما ظل وکت هیه لیله
ما نشتکی من ألمنه من یسمع و نشتکیله
أدری علینه صعوبه قصه سفرنه طویله
باچر زند ینبتر باچر ظهر ینکسر
ع الشاطی یوگع جبل باجر وراجن سبی
از هم اکنون خود را اسیر بدانید و من نگهبان و سرپرستتان هستم
دارم نگهبانی را فرا می گیرم ، که بجز امشب دیگر زمانی باقی نمانده
از دردهایمان شکایت نمی کنیم، چه کسی به شکایت ما گوش می دهد؟
می دانم که سختی های بسیار در پیش داریم، و داستان سفرمان طولانیست
فردا انگشتانی قطع می شود ، فردا کمری می شکند
فردا کوهی در ساحل بر زمین می افتد ، فردا اسارت را در پیش رو دارید


لو وحده باچر ولوها لازم تخف إبمشیها
خلها تنادی یزینب اعلیه تأشر بدیها
حتى ایعرفنی و یجینی بلکت بعد ما یجیها
اختک یراعی الکفاله کلها تدور علیها
یا ویلی وکت الظهر یرجعلی خالی المهر
أعرف آخویه انچتل باچر وراچن سبی
فردا اگر زنی تنها ماند، باید گام هایش را آهسته نماید
و صدا بزند ای زینب، و با دستانش اشاره کند
تا مرا پیدا کند و به سویم آید، و إلا شاید گم شود و دیگر هرگز برنگردد
ای برادر، سرپرستی کاروان که برعهده تو بود، دیگر بر دوش  خواهرت می افتد
وای از هنگامه ظهر، که اسب بی سوار به سویم می آید
آن وقت است که می فهمم برادرم کشته شده ، فردا اسارت را در پیش رو دارید



لشاعر أهل البیت : السید عبدالخالق المحنة

الرادود : ملا باسم الکربلائی

مترجم : عبدالصمد امیری - امیر حیاوی

https://www.dorar-aliraq.net/threads/581435






۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۲۳:۳۶
شنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۶ ق.ظ

ننعاک للمصطفى - شهادت امام صادق علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم




مداحی جانسوز در شهادت امام جعفر صادق علیه السلام، با نوای دلنشین حاج باسم الکربلائی حفظه الله


لطفا به ادامه مطلب بروید:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۵۶
سه شنبه, ۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۲۶ ب.ظ

بشرى لنا ولد الحسن (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

ولادت باسعادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد.





قصیده زیبای "ولد الحسن (ع)" ، از اجراهای قدیمی و بسیار زیبای مداح اهل بیت ملاباسم الکربلائی:


ملا باسم الکربلائی / ولد الحسن / إصدار یفرحون لفرحنا


فایل صوتی (با کیفیت بالا و 128kbps)

کلیپ تصویری



بـشرى لنا ولد الحسن، وبنوره ضاء الزمن   *  ولـد ابـن خیر الأوصیاء، والمجتبى والمؤتمن
  ولـد ابن خیر الأوصیاء، ریحان نور الانبیاء  *  وسـلـیل ام الاولیاء، من فیه احیاء السنن
ولد ابن خیرات النسا، وقرین اصحاب الکسا  *  وبـه الـرسـول استأنسا ، وبحبه قلبی افتتن
الـبـدر  اشرق نوره ، والکون زاد  سروره  *  والـخـلد تشدو حوره ، والربع بات به أغن
الـروض  فـتح زهره ، و الزهر ضوّع  نشره    *  والـکون اشرق بشره ، عمَّ الحجاز مع الیمن
شـهـر الصیام لنا بدا،فی نصفه نور الهدى *  سـرَّ الـمـوالـی والعدا، فیه لهم زاد الحزن
شهر تـبارک واستعد ، وبقى یُعظم للأبد  *  لـنـا بـه وافا البلد، سبط نفى عنا الوسن
     هـنـوا بـه خـیر الورى ، و به نهنی حیدرا  *   ثـم الـکـریمه مخبراً، خیر النساء ام الحسن
     یـارب  ثبتنا على، حب الکرام ذوی العلى *  لنعید  ما بین الملا، ذکرى الزکی مدى الزمن


لشاعر أهل البیت : محمد علی الناصری

الرادود : ملاباسم الکربلائی

http://kasaed.net/index.php?show=news&action=article&id=1457


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۵ ، ۱۷:۲۶
يكشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۴۹ ق.ظ

دوباره بساط طرب شد مهیا - حاج محمود کریمی

بسم الله الرحمن الرحیم

نیمه شعبان، سالروز ولادت منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مبارک باد.



بحر طویل بسیار زیبا در مدح امام زمان (عج) با اجرای هنرمندانه حاج محمود کریمی (که متاسفانه قطعه موسیقیایی اون، خیلی بیشتر از این اجرای اصلی مورد توجه قرار گرفته و معروف شده!!)



حاج محمود کریمی - نیمه شعبان 1390 - هیئت رایت العباس

فایل تصویری

http://www.aparat.com/v/nok3c

فایل صوتی

http://media.fotros.ir/Mahe_Shaban Milad_Imam_Zaman.mp3



دوباره بساط طرب شد مهیا، دوباره رسیده شب شور و غوغا؛
شب می فروشی،شب باده نوشی، شب لب نهادن به لب های صهبا
شب هو کشیدن، گریبان دریدن، شب پر کشیدن، پریدن به بالا؛
چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما، همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما؛
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل دل ای دل، بزن دل به دریا

که دنیا به خسران عقبا نیرزد، به دوری ز اولاد زهرا نیرزد،
و این زندگانی فانی، جوانی، خوشی های امروز و اینجا، به افسوس بسیار فردا نیرزد.


اگر عاشقانه هوادار یاری، اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو می گذاری به پایش، یقیناً  یقیناً خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی زخوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زار یاری
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی، برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟ چه مقدار بی تاب و بیمار یاری
اگر اشک داری به شکرانه اش .. که مست نگاه گهربار یاری
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست، اگر بی قراری، بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است، بهشتی که سرخوش زدیدار یاری

نسیم کرامت وزیدن گرفته، و باران رحمت چکیدن گرفته؛
مبادا بدوزی نگاه دلت را، به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد، شدیداً گرفته


خدایا به روی درخشان مهدی، به زلف سیاه و پریشان مهدی،
به دست کریم و نگاه رحیمش، به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش، به سبحان سبحان  سبحان مهدی؛
به برق نگاه و به خال سیاهش، به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش، به جاه جمیلش، به صوت حجازی قرآن مهدی،
به صبح عراق و شبانگاه شامش، به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش، به شهد شهود شهیدان مهدی؛

مرا دائم الاشیاقش بگردان، مرا سینه چاک فراقش بگردان؛ تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا،
مرا همدم و محرم و هم رکاب سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان ...


ندیدم شهی در دل آرایی تو، به قربان اخلاق مولایی تو؛
تو خورشیدی و ذره پرتوترینی،فدای سجایای زهرایی تو
نداری خماری به مشتاقی من، ندیدم نگاهی به صهبایی تو،
نداری خرابی به بی تابی من، ندیدم سبویی به مینایی تو
نداری مریضی به بدحالی من، ندیدم دمی چون مسیحایی تو؛
نداری غلامی به تنهایی من، ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من، ندیدم کسی را به آقایی تو.

امید غریبانِ تنها کجایی؟ چراغ سرِ قبر زهرا کجایی؟ تجلی طاها، گل اشک مولا، دل آشفته داغ آن کوچه غم، گرفتار گودال خونین، دل افکار غم های زینب، سیه پوش قاسم، عزادار اکبر گل باغ لیلا، پریشان دست علم گیر سقا، نفس های سجاد، نواهای باقر، دعاهای صادق، کس بی کسی های شب های کاظم، حبیب رضا و انیس غریب جوادالائمه، تمنای عزیز دل عسکری، پس نگارا بفرما کجایی ... کجایی؟)

دلم جز هوایت هوایی ندارد، لبت غیر نامت نوایی ندارد؛
وضو و اذان و نماز و قنوتم، بدون ولایت صفایی ندارد
دلی که نشد خانه یاس نرگس، خراب است و ویران، بهایی ندارد؛
مرا در کمندت بیفکن که دیگر، گرفتار عشقت رهایی ندارد
خوشا آنکه غیر از ظهورت نگارا، شب قدر دیگر دعایی ندارد؛
یداللهی و حق به جز دست مشکل گشای تو مشگل گشایی ندارد
غلام تو از ازل تا قیامت که این بندگی انتهایی ندارد؛
بیا تا جوانم بده رخ نشانم، که این زندگانی وفایی ندارد
نگارا نگاهی که جز نوش لعلت، دل زخم خورده دوایی ندارد؛


بیا تا نمردم به فکر دوا باش، به فکر علاج دل بی نوا باش
کریما! رحیما! رئوفا! عطوفا! نگارا! بهارا! بیا جان مولا، بیا جان زهرا، بیا جان زینب، بیا جان سقا
سحر خیز مکه، سحر خیز کوفه، سحر خیز مشهد، سحر خیز کرب و بلا و مدینه، سحر یاد ما باش
سحر یاد ما باش...


شاعر : مجتبی روشن روان

http://aghigh.ir/fa/news/11825



۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۴۹

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض تسلیت، مداحی جانسوز در شهادت امام موسی کاظم علیه السلام با نوای حاج باسم کربلائی:




ملا باسم الکربلائی / هذا الغریب امنین / کویت، مسجد الموسوی / سال 1427 ه.ق


فایل صوتی

http://www.shiavoice.com/play-hzxne


کلیپ تصویری - با زیرنویس فارسی

http://www.aparat.com/v/D2NZP


کلیپ تصویری - کیفیت HD

http://www.youtube.com/watch?v=uldaBkr9w3Y



هذا الغریب امنین .. وین أهله راحوا وین
مات بسجن مظلوم .. وبیا ذنب مسموم

این شخص غریب از چه سرزمینی است؟ اهل و خانواده اش کجا رفته اند؟
مظلومانه در زندان شهید شد ... به کدامین گناه مسموم شده است؟


عادة المیت یا شیعة لمّن یسکّن ونینه .. تحضر أولاده وأخوته عن یساره وعن یمینه
هذا الی یوسده ویجبله وهذا اللی یغمضله عینه .. احنا ما شاهدنا میّت بالحدید مقیّدینه
من شدة التقیید .. ینزف دما من القید ... باقی الأثر للیوم .. وبیا ذنب مسموم

ای شیعیان، همواره وقتی که شخصی وفات کند
فرزندان و برادران و خواهرانش اطراف او جمع می شوند
یکی رویش را پوشانده و رو به قبله می کند، دیگری چشمانش را می بندد
ما تا به حال ندیدیم مرده ای را با غل و زنجیر ببندند
از شدت فشار غل و زنجیر ... خون از محل قیدها جاری است
آثار این ظلم تا امروز باقیست ... به کدامین گناه مسموم شده است؟


موسى بن جعفر تمیّز کاظم الغیظ بصفاته .. ولا سجون الطاغی ساعة بدّلت سیرة حیاته
دمعته ولهجة دعاءه وبقبل خاشع صفاته .. للفرج یحسب لیالی وبالفرج یدری مماته
طامورة الأشرار .. ظلمتها لیل نهار ... من الشمس محروم .. وبیا ذنب مسموم

در میان صفات نیکوی موسی بن جعفر، فرو بردن خشمش متمایز است
و زندانهای این ستمگر، ساعتی در روش زندگی اش تغییر ایجاد نکرد
با اشک و دعا و نیایش، و نمازهای خاشعانه اش
برای آزادی شب و روز می شمارد و میداند آزادی اش در مرگ او می باشد
در سیاهچال اشرار، شب و روزش سیاه و تاریک بود
از دیدن خورشید محروم بود ... به کدامین گناه مسموم شده است؟


مرّت أعوام على سجنه للفرج معقوده ظنه .. شیعته المنتظرة تنشد یاهو اللی یخبرنا عنه
ساعة اللی سمعة إجاها طارش یبشرها عنه .. لموعد الجمعة یقلها بشوفة الوالی انتهنّا
یا شیعة والمیعاد .. قلهم جسر بغداد ... نستقبل المظلوم .. وبیا ذنب مسموم

سال ها از زندانی بودنش گذشت، درحالی که به آزادی امیدوار بود
شیعیانش منتظر بوده و می پرسیدند از چه کسی باید سراغ او را بگیریم؟
سرانجام خبر رسانی برای آنها این بشارت را آورد
و به آنها گفت روز جمعه با دیدار سرورمان شادمان می شویم
خبر رسان گفت: ای شیعه موعد ما بر روی پل بغداد است
به استقبال مظلوم می رویم ... به کدامین گناه مسموم شده است؟


طلعت الشیعة تشوفه موسى بن جعفر أملها .. من بعد غیبة طویلة بالسلامة یرجع إلها
وعاینوا لاحت جنازة أربعة اتولوا حملها .. سمعوا بناعی المنیة ینعى ودموعه یهلها
صاحوا یا ناعی اش صار .. و اش عندک من أخبار ... تنعی بحزن وتحوم .. وبیا ذنب مسموم

شیعیان با آرزوی دیدن امامشان موسی بن جعفر بیرون آمدند
که بعد از سال ها غیبت، به سلامت بسوی آنها باز گردد
اما جنازه ای را دیدند که چهار نفر آن را حمل می کردند
و صدای نوحه خوان را در حالی که اشک می ریخت شنیدند
فریاد زدند ای نوحه خوان چه شده؟ و چه خبرهایی داری؟
خبر مرگ آورده ای و محزون بر خود می پیچی،به کدامین گناه مسموم شد؟


عالجسر نادى المنادی هذا إمام الرافضیة .. الطیّب ابن الطیّب أصله من صلب حامی الحمیة
من رحم بضعة محمد فاطمة الزهراء الزکیة .. کانت أطباعه السماحة والحلم عنده سجیّة
لیش بسجن هارون .. قضّى العمر مسجون ... بلوعة وکبد مالوم .. وبیا ذنب مسموم

منادی بر روی پل بانگ زد که این امام رافضی هاست
پاک سرشت پاکزادی که اصلش از نسل علی بن ابی طالب است
و از نسل پاره تن محمد، فاطمه پاک سرشت است
سرشت و خلق و خوی او، گذشت و کرم و بردباری بود
چرا در زندان هارون ... عمرش را به اسارت گذراند؟
با رنج بسیار و جگری داغ دیده ... به کدامین گناه مسموم شده است؟


ساعة اللی شخّص طبیبه سم غدر وبکبده صابه .. یا خلق أردن أناشد إخوة ما عنده وقرابه
یاللی تسأل هذا أصله بالمدینة أهل النجابة .. خیرة الله على البریّة نزّل علیهم کتابه
من أطهر الأصلاب .. من أشرف الأنساب ... تقوى وفخر وعلوم .. وبیا ذنب مسموم

ساعتی که طبیب اثر سم در بدن را تشخیص داد
گفت: ای خلایق می خواهم بدانم که آیا برادران و اقوامی ندارد؟
ای سائل، اهل و خاندان این بزرگوار، در مدینه خاندان نجابت اند
بهترین مخلوقات خداوند، که کتابش را بر آنها نازل کرد
از پاکترین و شریفترین نسلهاست
تقوا و افتخار و دانش صفات اوست ... به کدامین گناه مسموم شده است؟


لشاعر أهل البیت ع : السید سعید الصافی الرمیثی
الرادود : ملا باسم کربلایی
مترجم: استاد ماجد / شبکه امام حسین
http://www.she3a-alhsen.com/showthread.php?t=32443

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۴۲

بسم الله الرحمن الرحیم

قصیده "مدارس آیات" یا "قصیده تائیه" یکی از زیباترین و باشکوهترین اشعاری است که در طول تاریخ در رثای اهل بیت علیهم السلام سروده شده، و شاعر آن هم جناب دعبل خزاعی هست. دعبل در این قصیده بلند و بسیار طولانی - که تعداد ابیاتش را تا 130 بیت هم نوشته اند - به مدح و منقبت  اهل بیت و ذکر مصائب آنان پرداخته و موضوعاتی همچون ولایت و خلافت امام علی(ع) و فرزندان معصوم او ، عشق به آل محمّد (ص)، حادثه دلخراش کربلا و ... را بیان می کند. او این شعر را در محضر امام رضا(ع) خواند، و امام از شعر او بسیار تمجید کرده و دو بیت هم به آن افزود و همچنین پاداش ویژه ای به دعبل عطا کرد... ماجراهای مختلفی در مورد این قصیده نقل شده که توضیحات تکمیلی و متن کامل شعر رو می توانید در کتاب الغدیر یا در این صفحه مطالعه بفرمایید.

اما در این پست قطعه ای با صدای دلنشین جناب ملاجلیل الکربلایی انتخاب کردم که حدود بیست بیت از این قصیده رو به زیبایی قرائت می کنند، متن و ترجمه ابیات قرائت شده رو هم در ادامه قرار دادم؛




ملاجلیل الکربلائی/ مدارس آیات خلت من تلاوة / إصدار مدارس آیات / 1426 ه.ق

کلیپ تصویری:

http://www.aparat.com/v/v4arJ

فایل صوتی:

http://shiavoice.com/play-7uhg9.html




مدارس ایات خلت من تلاوة / و منزل وحی مقفر العرصات

مدارسی که در آنها آیات الهی آموزش داده می شد از آوای تلاوت، خالی مانده و خانه وی چون بیابانی بی آب و علف و ناهموار شده است


قفا نسأل الدار التی خف اهلها / متی عهدها بالصوم و الصلوات

بایستید ای یاران، تا جستجو کنیم و بیابیم خانه ای را که اهل آن به شدت کاهش یافته اند و بپرسیم که از چه زمان در آن نماز و روزه اقامه نمی شود؟


سقی الله قبراً فی المدینه غیثه / فقد حل فیه الامن بالبرکات

خداوند قبری را که در مدینه است از باران رحمتش سیراب فرماید ، زیرا امنیت و برکات الهی بر آن فرود آمده است


نبی الهدی صلی علیه ملیکه / و بلغ عنا روحه التحفات

پیامبر هدایت که فرمانروای آسمان ها و زمین بر او درود می فرستد و درود های ما را نیز چون هدایایی نثار روح مقدس او می فرماید


و صلی علیه‌الله ما ذر شارق / ولاحت نجوم اللیل مبتدرات

هماره تا خورشید به هنگام روز چهره می گشاید و ستارگان به هنگام شب آشکار می شوند درود خداوند بر او باد


قبور بکوفان و اخری بطیبة / و اخری بفخ نالها صلوات

درود من بر آنان باد ... آن ستارگان شهید ،آرمیده در قبرهایی هستند که برخی در کوفه اند و برخی درمدینه و برخی در فخ

(اشاره به قبر امام علی در نجف، امام حسین در کربلا، مرقد پیامبر و قبر پنهان حضرت فاطمه و ائمه مدفون در بقیع مدینه، و قبر حسین بن علی بن حسن شهید فخ در نزدیکی مکه)


واخری بارض الجوزجان محلها / و قبر بباخمری لدی الغربات 

و برخی در جوزان اند و برخی در باخمری در غربتی تمام قرار دارند

(مقصود از مدفون در جوزجان (فعلا سرپل
 افغانستان
) یحیی پسر زید بن علی بن الحسین(ع) است که در خراسان قیام کرد و کشته شد. و باخمری یعنی ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب ، برادر محمد نفس زکیه که معروف به شهید باخمری است)

و قبر ببغداد لنفس زکیه / تضمنها الرحمن فی الغرفات

و قبری در بغداد ،متعلق به جانی پاک و مطهر که خداوند رحمان او را در غرفه های بهشت با رحمت خود فرا گرفته است

(اشاره به امام موسی کاظم علیه السلام)


چون دعبل به این شعر رسید امام رضا(ع) فرمود: آیا می خواهی در این قسمت دو بیت اضافه کنم که قصیده ی تو کامل شود؟ دعبل عرض کرد: آری یابن رسول الله! حضرت فرمود:


و قبر بطوس یالها من مصیبه / الحت علی الاحشاء بالزفرات

و قبری در طوس که بزرگی مصیبت آن ،همواره آتش اندوه را در جگر ها شعله ور می سازد


إلى الحشر حتى یبعث الله قائما /  یفرج منها الهم و الکربات

 و آن اندوه همچنان باقی است تا آنکه خداوند قائمی را برانگیزد و او اندوه و رنج ها را از ما اهل بیت برطرف نماید


دعبل گفت: ای پسر رسول خدا آن قبر کیست؟ امام (ع) فرمود قبر من است و روزگاری خواهد رسید که شهر طوس محل رفت و آمد شیعیان و زائرانم خواهد گردید .آگاه باشید هر که در شهر طوس و غربت من ٬ مرا زیارت کند با من باشد در روز رستاخیز٬ در درجه من و گناهانش آمرزیده شود. دعبل ادامه می دهد :


علی بن موسی ارشد الله امره / و صلی علیه افضل الصلوات 

خداوند امر علی بن موسی الرضا(ع) را به سامان آورد و برترین درود های خویش را بر او فرستد


قبور بجنب النهر من ارض کربلا / معرسهم فیها بشط فرات

اندوه شهادت صاحبان قبرهایی که نزدیک نهری در کنار کربلا آرمیده اند و قرارگاه آنان نزدیک شط فرات است


توفوا عطاشاً بالفرات فلیتنی / توفیت فیهم قبل وفات

شهیدانی که تشنه بر ساحل فرات جان باختند ... ای کاش از اندوه سوگ آنان پیش از مرگ می مردم


الی الله اشکو لوعه عند ذکر هم / سقتنی بکاس الثکل و الفظعات

از سوزش اندوهی که یاد و خاطره ی ایشان به من جام های مالامال ماتم و سوگ می آشامند به خدا شکوه و شکایت می برم


افاطم لوخلت الحسین مجدلا / وقدمات عطشاناً بشط فرات

ای فاطمه! اگر حسین(ع)را در قتلگاه می نگریستی که چگونه تشنه کنار آب فرات شهید شده،


اذا للطمت الخد فاطم عنده / واجریت انهاراً علی الوجنات

سیلی بر صورتت میزدی و اشک ها از دیده ی محزون بر چهره ات جاری می ساختی


افاطم قومی یابنة الخیر فاندبی / نجوم سموات بارض فلات

ای فاطمه! ای دختر بهترین مردم ،برخیز و بر ستارگان آسمان که در بیابان های پهناور فرو افتاده اند شیون و زاری کن


فان فخروا یوماً اتوا بمحمد / و جبریل و الفرقان و السورات

و اگر روزی می خواستند افتخارات خود را برشمرده ،به دیگران فخر کنند به محمد رسول خدا(ص) و جبرئیل و کتاب آسمانی قرآن و سوره های آن فخر می نمودند


و عدوا علیا ذا المناقب والعلی / و فاطمة الزهراءِ خیر بنات

نیز به امیرمومنان علی بن ابیطالب(ع) که دارای جایگاه بلند و مناقب بیشمار است و به فاطمه زهرا (س) که بهترین دختران جهان است


و آل زیاد فی القصور مصونه / و آل رسول الله منهتکات

آل زیاد ،در قصرها مصون و محفوظند ، اما آل رسول الله شهید شده و در بیابان ها افتاده اند


سابکیهم ماذرفی الافق شارق / و نادی منادی الخبر بالصلوات

آری، مادام که در آینه افق ،طلوع کننده ای چهره بگشاید و ندا کننده ای به نماز فراخواند ، بر ایشان خواهم گریست ...


و ماطلعت شمس و جان غروبها / و باللیل ابکیهم و بالغدوات

آری، تا زمانی که خورشیدی طلوع و غروب می کند ، هر شامگاهان و هر صبحدمان بر ایشان خواهم گریست


مدارس ایات خلت من تلاوة / و منزل وحی مقفر العرصات


لشاعر أهل البیت : دعبل بن علی الخزاعی

الرادود : ملا جلیل الکربلائی

ترجمه : سید مرتضی موسوی گرمارودی

http://www.yasamen8.blogfa.com/post-13.aspx


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۴ ، ۲۲:۱۵

بسم الله الرحمن الرحیم

در سالروز تاسوعای حسینی، مداحی زیبای دیگری از ملاباسم الکربلائی رو تقدیم می کنم. قصیده "أخاف من اعوفک بعد ما أشوفک" که زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها خطاب به حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام هست:


اخاف من اعوفک بعد ما اشوفک
می ترسم وقتی رهایت کنم دیگر ترا نبینم




اخاف من اعوفک / استودیویی / إصدار بعد ما أشوفک / 1427 ه.ق

کلیپ تصویری

http://www.aparat.com/v/JXFsV

فایل صوتی

http://shiavoice.com/play-qzhs1.html



اخاف من اعوفک / مجلسی / وفات حضرت زینب(س) / 25 رجب 1427 ه.ق

کلیپ تصویری

http://www.aparat.com/v/573N4

فایل صوتی

http://www.shiavoice.com/play-3n75v.html



اخاف من اعوفک /  میکس استودیو و مجلس

http://www.aparat.com/v/s9GU8



أخـاف امـن أعـوفـک .... بـعـد ما أشوفک.... إذا ما تجینی أقدر ظروفک
طـویـلـه  رحـلـتـی .... و أخـاف ابـرجـعـتـی .... بعد ما أشوفک


یـعـبـاس  إخـتـک آنـه ولا تـبارحنی .... جنت انت التمسینی و تصبحنی
فـرقـتـک  ذلـتـی و شـوفـک یفرحنی .... کلام الشامت ابفرقاک یجرحنی
یـاریـت الـمـوت أخـذ روحـی و یـریحنی .... و إذا أنساک الله لا یسامحنی
أخـاف  أشـتـکـی لک .... و أعذب دلیلک.... و أرید بدموعی أبرد غلیلک
تـودعـک دمـعـتـی .... و أخـاف ابـرجـعـتـی.... بـعد ما أشوفک

أودعـک یـبـن أبـوی و لـلیسر أطلع .... و أعوفک بدر غایب نوره بالمصرع
مـثـل  جـسـمـک تـوذر قلبی و اتقطع .... کلام اویاک صار ایترجمه المدمع
إذا أرجـع یـخـویـه اشـراح أتـوقـع .... إذا أرجع أشوفک بعد من أرجع
أبـاصـر  دلـیـلـی  .... سـفرتی و رحیلی.... قلت له عجیبه أفارق کفیلی
اعـلـه  فـقـدک حـسـرتـی.... و أخـاف ابـرجعتی.... بعد ما أشوفک


أصیحن  و الیموت اشینفعه الصایح .... اسکتت و ادموعی جدول عالوجن سایح
غـصـب عـنـی أعـوفـک و الظعن رایح .... بلا تودیع أترکک عالنهر طایح
تـعـاتـب لا تـعـاتـب و العتب جارح .... تودنی و الیود من شیمته ایسامح
ظـعـنـه  ابـراوحـه .... یـریـد الـسماحه....تسیر الظعینه ابونین و نیاحه
تـنـشـدک  مـهـجـتـی.... و أخـاف ابـرجـعـتی.... بعد ما أشوفک

أنـشـدک  لـو مـشـیـت ابظعنی و أتیسر .... تقدر تنهض اتشد الظعن تقدر
إذا  بـسـیـاطـه  خصمک یضرب الخدر .... تقدر تحمی عیله و سایره ابها البر
إذا  جـتـالـک ابـمـجـلس شتم حیدر .... تقدر تجی اهناک اتدافع و تحضر
إذا وقـفـونـه .... ابـمـجـالس عدونه....حرم و احنه نسمع یشتمون أبونه
اشـیـنـشـف عـبـرتـی.... و أخـاف ابـرجـعـتی.... بعد ما أشوفک


إذا مـسـبـیه من یمک رحت و امشیت .... و عنی ما قمت یا با الفضل حامیت
و إذا مـجـلـس دخـلـت و حایره ظلیت .... إذا حشمتک و للنخوه ما لبیت
الـعذر  مقبول  منک خویه لو ما جیت .... اشلون اتقوم و انت بس جسد ظلیت
یـجـمـرة حـنـیـنـی .... یعذرک ونینی....عسن منی قطعوا یساری و یمینی
اشـیـرجـع لـهـفـتـی.... و أخـاف ابـرجـعـتـی.... بعد ما أشوفک

اشخلت ساحة الطف خذت منی احیود .... شحجی اوی النهر و السهم و العامود
فـطـر  جبدی العطش من نار سهم الجود .... إذا تسکن لحد أسکن یخویه الحود
لـلـطـف  یـبن  أبویه الظعن من ایعود .... أخافن ما أشوفک لو رجعت اردود
یـطـول غـیـابـی .... و أجـیـک ابـمـصابی.... إذا ما لقیتک تزید عذابی
تـهـیّـج جـمـرتـی.... و أخـاف ابـرجـعـتـی.... بـعـد ما أشوفک


لشاعر أهل البیت : جابر الکاظمی

الرادود : ملا باسم الکربلائی

http://kasaed.net/index.php?show=news&action=article&id=1179


ترجمه اشعار:

http://www.askquran.ir/thread34507.html




۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۵:۵۲

بسم الله الرحمن الرحیم

مداحی زیبا و بسیار حزین و دلنشین از حاج ملا باسم الکربلائی أسطورة المنبر الحسینی




ملا باسم الکربلائی / یالقاصد قبر حسین(ع) / إصدار زیارات / 1425 ه.ق  زیارات


یــا الــقـاصـد لـقـبـر حـسـیـن ...أوقـف وانـحـنـی بـبـابـه
وهــل دمــعــک عـلـى الـخـدیـن... وأسـجـد قـبـل أعـتـابـه

یـا الـزایـر لون قبره یلوک بعینک من بعید ...سلم وأعقد النیة وأقرا الحمد والتوحید
وأطــلــب مــن أبـو الـسـجـاد کـلـمـا تـطـلـب وشـتـریـد
أصـعـب  وأکـلـف الحاجات ... عنده بکل وکت سهلات ...طبع الرزق بالنیات
کـل  مـطـلـب  وسـیـلـه یـریـد ...وکـل مـوقـف الـه أسـبـابـه


عـن حسین أبو الیمة یا السامع خبر مشهور ... یتناقل بکل مجلس وبکل الکتب مذکور
کــلــمــن  یــعـتـنـی یـزوره یـرد مـنـه بـقـلـب مـسـرور
بـقـبـره تـبـرد اللهفـة ...وجـمـرة حـسرتک تطفه ... اذا عندک مرض تشفه
تــبــرى  عــلــتــه ویـطـیـب... کـل مـن یـشـتـم تـرابـه

لا تخلی العجب والشک ما بینک وبینه یحول ...لو همک جبل ینزال وبفضل الحسین یزول
کــرامــة خــصــصـه الـبـاری الـدعـاء بـقـبـتـه مـقـبـول
ومـن  تـتـوجـه بـدعـواک ... یـا الـزایـر أرید أنخاک...أریدک تندعیلی ویاک
لــتــربــة کــربـلاء حـنـیـت... ودمـوع الـغـربـة سـجـابـة


یـا  زایر  لو رحت أنخاک لمن توصل لقبره ...عوض عنی أرید تشم مکان البیه نزف نحره
أخــتــنــقــت ریــتــی وحـنـیـت یـا یـوم الأشـم عـطـره
وقـلـه خـادمـک وده ...یـنـال الـمـطـلـب ال عنده ...وقلبه ببابک یشده
عــلــق لــو حــصــل مــراده ...یــرد یـمـک مـن غـیـابـه

نـذر لحسین لو ردیت ناذر أعتنی له زحوف ...قلبی یسبق أجدامی وبقبر الحسین یطوف
وأحـنـی  ضـلـوعـی عـلـى الـشـبـاک وأحـضـنـه بـلـوعه الملهوف
وأشـکـی  شـعـنـدی  من آلام ... وخبرة بدورة الأیام ...وأزور الأکبر وجسام
قــبــل  مــا  أودع أبـو الـیـمـة... أزور أهـل الـوفـه أصـحـابـه


وأتـعنی لعضید حسین عباس الأخو الوفای ...ال قبله ما قبل یشرب ویتهنى بلذیذ المای
وأقــلــه  مــن قــبــر زیـنـب أنـه جـایـب لـک سـلام ویـای
غـیـور  أطـبـاعـه  مـعـروفـة ...کـریم یحی بضیوفه ...أعذره مقطعة کفوفه
وراســه بــالـعـمـد مـهـشـوم... وبـعـیـنـه الـسـهـم صـابـه

قـضیت العمر وأتمنى أعیش بحلم وبآمال ...لون منی الأجل یحدی نعشی بکربلاء ینشال
یــفــرونــی عـلـى قـبـر حـسـیـن وش عـنـدی ذنـب یـنـزال
بـجـاه الـطـاهـرة أمـه ...أریـدن دفـنـتـی یـمـه ...وأنه الخادم لأبو الیمة
حــی مــیــت دلـیـلـی یـصـیـح آه یـا حـسـیـن ومـصـابـه


لشاعر أهل البیت : السید سعید الصافی الرمیثی

الرادود : ملاباسم الکربلائی




* این قصیده، یکی از قطعات آلبوم یا إصدار زیارات هست؛ که از زیباترین و خاطره انگیزترین آلبوم های جناب ملاباسم بشمار میاد. قبلاً هم دو قطعه زیبای دیگر از این آلبوم رو در وبلاگ گذاشته بودم: یا یوم اشوف اعتابک - یا زایر

* متاسفانه امسال فرصت کافی برای این که مداحی های مختلفی برای ماه محرم آماده کنم رو نداشتم، اما دو سه قصیده رو انتخاب کردم که ان شاء الله در این چند روزه تقدیم می کنم، و چند مورد رو هم در قسمت پیوندهای روزانه وبلاگ گذاشتم. ضمن این که پیشنهاد می کنم قطعاتی که محرم سال گذشته در وبلاگ قرار داده بودم رو اگه هنوز نشنیدید از دست ندید!

1. بکتک املاک السماء یا حسین

2. صلی علیک ملیک السماء

3. یا محلی الوداع

4. ها عباس أجیت و عفت الایتام

5. الیوم راحوا کل هلی

6. یا زایر

7. حلم عمری

8. لیش تأخر عباس

9. تزورونی

10. و حق نحر الشهید

11. إنی رضعت مع الحلیب هواک

12. لا تعوفونی

13. یا المذبوح

14. باز هر کوچه و بازار شده وادی ماتم

15. بست بر روی سر عمامه ی پیغمبر را

16. ابتهال حب الحسین (طه الفشنی)

17.ابتهال  لذ بالحسین (سید نقشبندی)



۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۲۲:۳۳
جمعه, ۲۴ مهر ۱۳۹۴، ۰۴:۵۷ ب.ظ

نکند باز شده ماه محرم...

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم و ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام




مداحی قدیمی و بسیار بسیار زیبا و تاثیرگذار حاج میثم مطیعی، با شعر زیباتری از سید حمیدرضا برقعی :



عصر یک جمعه دلگیر


حاج میثم مطیعی / مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام - 1387.10.13 (شب 6 محرم)

فایل صوتی:

http://www.misaq.info/Shab6Moharram1387.mp3

کلیپ تصویری:

http://www.aparat.com/v/xpqg4


قرائت اشعار توسط آقای برقعی

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...


عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...


گریه کن، گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...

http://www.parsedarkhial.blogfa.com/post-15.aspx



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۴ ، ۱۶:۵۷
پنجشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۶ ب.ظ

یا حبذا - تواشیح زیبا و قدیمی از ملاباسم

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت 24 ذی الحجه سالروز مباهله پیامبر اسلام با مسیحیان نجران، یک تواشیح کوتاه اما بسیار زیبا و دلنشین از اجراهای قدیمی ملاباسم الکربلائی انتخاب کردم که شعر زیبایی رو در مدح پنج تن آل عبا قرائت می کنند؛

نکته جالب این که شاعر این ابیات، یکی از شعرای مسیحی به نام "أبی یعقوب نصرانی" (قرن چهارم هجری) هست و مضمون اشعار هم برگرفته از حدیث معروفیست از پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که در کتب شیعه و اهل سنت نقل شده:

أنا الشجرة، وفاطمة فرعها، وعلی لقاحها، والحسن والحسین ثمرتها، وشیعتنا ورقها، وأصل الشجرة فی جنة عدن وسائر ذلک فی سائر الجنة / مستدرک حاکم نیشابوری ج 3 ص 160



ملا باسم الکربلائی / یا حبذا / إصدار یفرحون لفرحنا

فایل صوتی:

http://shiavoice.com/play-yt6x9.html

کلیپ تصویری:

http://www.aparat.com/v/VqtyC


یـاحـبذا دوحه فی الخلد نابتةٌ             مامثلها نبتت فی الخلد من شجرِ

المصطفى اصلها والفرع فاطمةٌ                ثـم الـلقاح علی سید البشرِ

والـهـاشـمیان سبطاه لها ثمرٌ                والـشیعه  الورق الملتف بالثمرِ

   هذا حدیث رسول الله جاء بهِ           اهل الروایات فی العالی من الخبرِ   

آفرین بر آن درختى که در بهشت روئیده و در فردوس درختى نظیر آن نیست.

مصطفى تنه و فاطمه شاخه و سرور آدمیان (امام على علیه السلام) بارور کننده آن درخت هستند.

دو فرزند پیامبر (حسن و حسین) که از دودمان هاشم اند ثمره و میوه آن درخت مى باشند و شیعیان برگهائى هستند که گرد آن میوه ها جمع شده‌اند...

لشاعر : أبو یعقوب النصرانی

الرادود : ملاباسم الکربلائی

http://www.aviny.com/library/alghadir/jeld-5/alghadir-5-02.aspx


* تلاوت آیه شریفه مباهله (سوره آل عمران، آیه 61) با صدای استاد مصطفی اسماعیل:
http://mustafa-ismail.blog.ir/1393/07/27
http://mustafa-ismail.blog.ir/1393/08/28-3


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۴ ، ۱۴:۰۶