اکبرالقرا

استاد مصطفی اسماعیل

اکبرالقرا

استاد مصطفی اسماعیل

اکبرالقرا
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت دوستداران تلاوت قرآن کریم
این وبلاگ جهت آشنایی بیشتر با نابغه تلاوت قرآن؛ اکبرالقرا استاد مصطفی اسماعیل طراحی شده است؛ و در کنار آن، سایر مطالب قرآنی هم در وبلاگ قرار خواهد گرفت. منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات شما در این زمینه هستیم. همچنین اگر تلاوت خاصی از استاد مصطفی اسماعیل یا سایر قراء می خواهید، می توانید در قسمت نظرات یا از طریق ایمیل و یا تلگرام با ما در میان بگذارید که ان شاء الله در اسرع وقت پاسخ داده خواهد شد.
https://telegram.me/akbarolqurra
mustafaismaili118@yahoo.com
mustafa-ismail.blogfa.com
mustafa-ismail.blog.ir
آخرین نظرات
پیوندها
طبقه بندی موضوعی

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت دوازدهمین سالگرد وفات استاد مرحوم شیخ محمد محمد الیثی رحمه الله؛

مجموعه کامل تلاوتهای استاد اللیثی و دکتر نعینع در ایران - بهمن ماه 1378



استاد مرحوم محمد اللیثی اولین بار در سال 1377 و جهت داوری مسابقات بین المللی دانش آموزی به ایران سفر کردند، و با توجه به تلاوتهای زیبایی که در این سفر از خودشون به یادگار گذاشتند (که گل سرسبد آنها شاهکار جاودانه سوره آل عمران هست) سال بعد نیز مجددا از ایشان دعوت به عمل آمد، که این بار در بهمن ماه 1378 و همراه با دکتر احمد نعینع به کشور ما آمدند و در استان های مختلف و درمحافل قرآنی متعددی به اجرای برنامه پرداختند. تلاوتهای بسیار زیبایی که بطور مستقیم از صداوسیما پخش میشد، و فکر میکنم خیلی از عزیزان مثل حقیر خاطرات زیادی با این تلاوتها داشته باشند! (خودم که درواقع با شنیدن همین تلاوتها بود که به دنیای تلاوت قرآن علاقه پیدا کردم!!)
علی أی حال، امشب مجموعه تلاوتهای زیبا و خاطره انگیز این دو استاد بزرگوار در این سفر تاریخی رو آماده کردم که به صورت تصویری و با بهترین کیفیت موجود تقدیم میکنم، امیدوارم که مورد توجه شما قرآنیان عزیز قرار بگیره، و ان شاءالله که ما رو از دعای خیرتون هم فراموش نفرمایید:




محفل اول - شهر ری، حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی - دوشنبه 1378/11/11

الشیخ محمد اللیثی - النبأ النازعات الانفطار

https://www.aparat.com/v/KCMfm

الدکتور احمد نعینع - الإنسان الضحی الشرح

https://www.aparat.com/v/uLpok



محفل دوم - مشهد، حرم مطهر رضوی  -  1378/11/12

اللیثی - البقره و النصر

https://www.aparat.com/v/Q5ZOz

نعینع - الأنبیاء و الحج

https://www.aparat.com/v/kiKQe



محفل سوم - شیراز -  1378/11/13

اللیثی - طه و العلق

https://www.aparat.com/v/kInGB

نعینع - سورة مریم

https://www.aparat.com/v/0eRpJ



محفل چهارم - اهواز -  1378/11/14

اللیثی - سورة إبراهیم

https://www.aparat.com/v/rtEQ7

نعینع - الإسراء الضحی الشرح الکافرون الإخلاص

https://www.aparat.com/v/FsgUY



محفل پنجم - زاهدان  - 1378/11/15

متاسفانه فیلم این محفل موجود نیست، و فقط فایل صوتی آن در دسترس قرار دارد.

اللیثی - التوبة الفاتحة البقره

http://www.mediafire.com/file/2hmq8bhorq5ootc

نعینع - الفجر البلد الزلزال الکافرون الإخلاص الفلق الناس

http://www.mediafire.com/file/dqd9d7gtb10v2hd



محفل ششم - اصفهان - 1378/11/17

اللیثی - الأحزاب و الإنشقاق

https://www.aparat.com/v/tkySr

نعینع - التحریم و الحاقة

https://www.aparat.com/v/Jwd9p



محفل هفتم - ارومیه  -  1378/11/18

اللیثی - القیامة الطارق الأعلی

https://www.aparat.com/v/N0oB5

نعینع - الحجرات و ق

https://www.aparat.com/v/kLfZR



محفل هشتم - ساری  -  1378/11/19

اللیثی - الکهف البلد الشمس

https://www.aparat.com/v/380xG

نعینع - الکهف

https://www.aparat.com/v/ne2Ww



محفل نهم - تهران، مسجد جامع نارمک  - 1378/11/21

متاسفانه فیلم این محفل موجود نیست، و فقط فایل صوتی آن در دسترس قرار دارد.

اللیثی - الحشر قصار

http://www.mediafire.com/file/94naf9l0ljodj73

نعینع - القمر الطارق العلق

http://www.mediafire.com/file/94c8k17a8bi4749



محفل دهم - قم، مسجد اعظم -  1378/11/23

اللیثی - الأحزاب المطففین

https://www.aparat.com/v/hGQRI

نعینع - التوبه الشمس العادیات الکوثر الفاتحة البقرة

https://www.aparat.com/v/Pu3qY



محفل یازدهم - تهران، دانشکده فارابی -  1378/11/28

متاسفانه فیلم این محفل موجود نیست، و فقط فایل صوتی آن در دسترس قرار دارد.

اللیثی - الأنفال

http://www.mediafire.com/file/at7ny9lar7nain8

نعینع - آل عمران النصر

http://www.mediafire.com/file/ylq2xlt8rrle2yf




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۲۸

بسم الله الرحمن الرحیم


فی ذکرى وفاة السیدة الطاهرة فاطمة أم البنین علیها السلام، اقدم لکم قصیدة رااائعة للرادود المبدع الکبیر الحاج ملاباسم الکربلائی؛

نوحه محبوب و اثر ماندگار و بسیار زیبای «یمه اطمنچ علیه» که گفتگوی حضرت ابالفضل العباس علیه السلام با مادرش جناب ام البنین (س) است.

🌟 پیشنهاد ویژه ؛ این اجرای فوق العاده زیبای «أسطورة المنبر الحسینی» را از دست ندهید 🌟




ملا باسم الکربلائی / یمه اطمنج علیه

بصره، حسینیه داوود عاشور/ شب 4 محرم 1438

ترجمه شده توسط کانال تلگرامی «Basem_ir»


مشاهده از آپارات:

https://www.aparat.com/v/jaekI


دانلود از تلگرام:

https://t.me/Basem_ir/8

https://t.me/bk_sub_farsi/123


نسخه اصلی - BK

https://www.youtube.com/watch?v=VsxYo8jLMwQ

https://www.aparat.com/v/5rQmX


دانلود فایل صوتی:




یُمه أطمنج علیه...قطعتهن ایدیه
وفیتج بعینی...جفینی...و اسنینی...یم المشرعة
یا حره ربّیتی...و ضحیتی...و انطیتی...لحسین أربعة

مادر مطمئن باش ... دستانم را قطع کردند
به تو وفا کردم با چشمانم، دستانم، و سالهای عمرم، در کنار علقمه
ای آزاده تربیت کردی، (چهار فرزند) فدا کردی و بخشیدی برای حسین(ع)


اطمئنی و آنا جایبلج خبر زین...أربعتنه یُّمه رحنه فدوه لحسین
من تسألین اعله روحی و النفس وین...روحی یُّمه للأخوة وفّت الدین
صوغتی من الطف ییُّمه دنی الأثنین...خبر قطع اجفوف ایدیه و نبلة العین
یُّمه ولدج نِشامه...ما رجعنه بسلامه
آنا أوصی بخوانی...بإیمانی...و امتانی...ما واحد یظل
و الخاطر العِشرة...و العترة...و الزهرة...نتقطع وصل
و آنا آخر منیة...قطعتّهن ایدیه

به من اطمینان کن برایت خبر خوبی آوردم
ما چهار فرزندت فدای حسین (ع) شدیم
اگر از جانم و نفس هایم می پرسی
جانم را در راه وفای به دین و برادری بخشیدم
سوغات من برای تو از جنگ دو چیز است
خبر قطع شدن دو دست و فرو رفتن تیر در چشمانم
مادر پسرانت غیورند ... ما به سلامت باز نگشتیم
من به برادرانم توصیه می کنم، با ایمانم، و بازوانم، مبادا کوتاهی کنیم
و بخاطر خاندان عترت  و زهرا (س)  بدنهایمان تکه تکه شود
من آخرین فداییت هستم ... دستانم را قطع کردند


أحمد الله یُّمه صدری خلّص أنفاس...روح صعدت للسمه ویاها حُراس
انتی خلیتی المنیة عدنه مقیاس...قلتی تنذبحون لازم و أرفع الراس
جان رایة أرواح اخوتی یوصل إحساس...لأمنه قالوا و الیوصله انت عباس
حملّونی أمانة...رفعی راسج ورانه
شلتی الصبر رایة...و الغایة...من هایة...دین المصطفه
بیه الجمر ضوّه...للنخوة...و الخوة...بعده ما طفه
من خذتنی الحمیة...قطعتّهن ایدیه

خدا را شاکرم مادر که سینه ام از نفسها خالی شد
و روحم به همراه حرّاس (فرشته نگهبان) به آسمان رفت
تو فدا شدن را برایمان معیار سربلندی قرار دادی
گفتی باید سرتان جدا شود تا سرم را بالا بگیرم
باید خبـر کشته شدنمان به تو می رسید
(برادرانم) گفتند این تویی که باید برسانی عباس
من حامل این امانت هستم  بعد از ما سرت را بالا بگیر
پرچم صبر و   شکیبایی را  بر افراشتم  برای دین مصطفی(ص)
در من آتش فرمانبرداری  و برادری  خاموش نشده
غیرتم مرا فرا گرفته بود ... دستانم را قطع کردند


آنا أوصیج بوصیة یالأصیلة...یُّمه ودی لی سلامی للعقیلة
آنا أدور الصبرها عن مثیله...من سبوها ما کو واحد تشتکیله
هی تدری بالکفالة مو قلیلة...و آنا أدری عقبی هیة هم کفیلة
یُّمه لآخر عمرها...آنا حارس خدرها
آنا العرفونی...وصفّونی...سمّونی...سبع القنطرة
یا یُّمه واسیها...طمنیها...بلّغیها...عنی المعذرة
عنی راحت سبیة...قطعتّهن ایدیه

من وصیتی برای تو دارم ای بانوی اصیل
مادر سلام مرا به عقیله (زینب س) برسان
من مثالی برای صبر او سراغ ندارم
در اسارتش هیچ کس را برای شکوه کردن نداشت
او میدانست سرپرستی (کاروان) کار کمی نیست
و من می دانم بعد از من او سرپرست (کاروان) است
مادر تا آخر عمرش  من پاسدار چادر اویم
من همانم که مرا میشناسند  و اسم و رسمم را  توصیف میکنند  به شیر بیشه
ای مادربه پیش او برو و به او برسان معذرت خواهی من را
که او از نزدم به اسارت رفت ... دستانم را قطع کردند


من تلّقیت السهم و انطیته دمی...قلت له من تنذبح نظرتی آنا سمی
قلت له راح أکتب خلودی و أجلی همی...یا سهم و الدم مدادی و انت قلمی
السهم حیّر فضوله هذا عزمی...قلت له أرید بهذا موتی تفرح أمی
اشلون أضیع رباها...الله یرضه الرضاها
های اللی بأفکاری...بإصراری...و الباری...إلها جنّته
و اشلون ابن حیدر...یتعّذر...ما یقدر...و أمه اتخنته
عالعهد یالأبیة...قطعتّهن ایدیه

وقتی با تیر مواجه شدم  و خونم را دادم
گفتمش بسم الله می گویم و جانم را بگیر
گفتمش میخواهم جاودانگیم را ثبت کنم و راحت شوم
ای تیر تو قلم منی و خون من جوهر تو
تیر در حیرت ماند از این اراده بالای من
گفتمش میخواهم با مرگ من مادرم شاد شود
چطور زحماتش را به باد دهم  که رضای خدا به رضای اوست
این است در فکرم  و باور قلبم  که به خدا قسم  بهشتش برای اوست
چطور پسر حیدر سر باز زند از کاری که میتواند و مادراو فرمانش داده
من بر عهد دیرینه ام هستم ... دستانم را قطع کرده اند


آنا عند ظنج ییُّمه شوفی قدری...حسین قلی من أترکه أحنی ظهری
عندی منزلته ییُّمه بیها یدری...هوه أخویه و هوه إمامی و هوه ذخری
نحره من انحز ییُّمه قبله نحری...صدره من انرض ییُّمه قبله صدری
صاح من طاحت ایدی...راح أخویه و عضیدی
شفته انخطف لونه...و اعیونه...واجفونه...غرقت بالدمع
و إقبال شمّاته...آهاته...حسراته...صارت تنسمع
ردت أدی التحیة...قطعتّهن ایدیه

من نزد گمان تو هستم مادر قدر و منزلت من را ببین
حسین (ع) به من فرمود اگر ترکم کنی کمرم خم می شود
او نزد من منزلت بالایی دارد و خود می داند
او برادرم امامم و ذخیره ام (در آخرت) است
گلویم را بریدند قبل از گلوی او
سینه ام را له کردند قبل از سینه او
وقتی دستانم افتادند فریاد زد رفت برادرم و پشتیبانم
دیدم رنگش پرید  چشمانش  و پلکهایش  غرق در اشک شد
و در مقابل سرزنش کنندگان آه هایش و حسرتهایش شنیده شد
خواستم ادای احترام کنم ... دستانم را قطع کردند


إنتی مو بس امرأة و حیدر رضاها...جان نسّاب العرب یعرف أباها
غیرتج محد عرف سر محتواها...وین أکو مثلج مرة اتضحی بظناها
سیرتج من یدری بیها الما قراها...یقول ماتت فاطمه و الله حیاها
ما تُمرنی الهزیمة...و أمی های العظیمة
انتی الوره أفعالی...و ببالی...للتالی...بسمج أفتخر
یا نور القلبی...و بدربی...من حربی...جایبلج نصر
هذا نصرج هدیة...قطعتّهن ایدیه

تو یک زن عادی نبودی که حیدر از او راضی بود
نسب شناس عرب (عقیل) پدر تو را خوب می شناخت
هیـچ کس به راز غیرت تو پی نبرد
کجا زنی مثل تو نور چشمانش را فدا می کند
سیره تو را اگر کسی نداند
میگوید این فاطمه (س) است که خدا دوباره او را زنده کرد
باکی به دلم نیست مادری به این عظمت دارم
تو پشت این وفاداری های من هستی فراموش نمیکنم و بنامت افتخار می کنم
ای روشنایی دلم  و راهم  از جنگ  برای تو پیروزی آوردم
این پیروزی هدیه توست ... دستانم را قطع کردند


آنا ضامی ما ترکته جمری یخمد...اشلون یم نیران زینب قلبی یبرد
روحی جفت بس ضمیری شفته ورّد...و النهر من عاینت له بیه ما صد
متت ضامی ما شربته ربی یشهد...آنا هسه یُّمه قاعد یم محمد
قلی اخذ البشارة...صار جفج منارة
لمن تلقّانی...ضمّانی...کنّانی...راعی الأوله
شفته ابتسم قائل...یا کافل...تستاهل...قبة بکربله
هایة ثمرة قضیة...قطعتّهن ایدیه

من تشنه ماندم و آتش تشنگی ام را با آب خاموش نکردم
چطور با وجود آتش تشنگی زینب(س) قلب من خنک شود
جان من خشکید ولی باطنم شکوفا شد
و وقتی با فرات روبرو شدم نتوانست مانعم شود
تشنه لب جان دادم و ننوشیدم خدای من شاهد است
من اکنون در کنار محمد (ص) نشسته ام
به من بشارت داد جای هر دستت مناره ای ساخته شده
وقتی به پیشوازم آمد سیرابم کرد و به من لقب اولین وفادار را داد
دیدم تبسمی کرد و فرمود ای حامی  لیاقت تو بارگاهی در کربلاست



لشاعر أهل البیت : إیهاب المالکی

الرادود : ملا باسم الکربلائی

مترجم : کانال تلگرامی BASEM_IR



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۲۴

بسم الله الرحمن الرحیم


عظم الله لکم الاجر بمناسبة ذکرى استشهاد بضعة المصطفى الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء سلام الله علیها؛

اقدم لکم قصیدة رائعة للرادود المبدع الکبیر الحاج باسم الکربلائی:




ملا باسم الکربلائی / یا خیبر جاوبهم

بصره، حسینیه داوود عاشور/ شب 19 جمادی الاول 1436

 ترجمه شده توسط کانال تلگرامی باسم فارسی : https://t.me/basim_farsi


مشاهده از آپارات:

https://www.aparat.com/v/7fhco


دانلود از تلگرام:

https://t.me/basim_farsi/491


نسخه اصلی - BK

https://www.youtube.com/watch?v=b958cJNyOOc


دانلود فاصل صوتی:

https://q.top4top.net/d_055155f8991.mp3



یاخیبر جاوبهم ... عن موقف صاحبهم
وابنار الجهل ... یا باب اشتعل


اشهد الهم و انت قلهم یا هو عافک و انهزم
عاف بابک و إجه البابی بیده باب الله انهدم
کسر ضلعی نزل دمعی منه محسن ما سلم
ما بریته و لا عفیته مات مشکول الذمم
مظلومه من زغری...یشهد لی یا صبری
و بدار الفحل...یا باب اشتعل


وقف ضدی حاربانی و قال ما تورث أبد
و أبد ما جن آنی کوثر قل هوَ اللهُ أحد
هذا حقده و جاهلیته خلته ایخون العهد
یا خلیفة الـ بالسقیفة ضدی بالباطل شهد
خلانی بأحزانی...حاربنی و عادانی
ضد خیر العمل...یا باب اشتعل

خاطبیته و قلت له باطل انت خالفت الشرع
خنت دینک و برسولک غرتک دنیه الطمع
شنهی عذرک من محمد من تجی بهای البدع
سمع و أعرف من سمعنی جنه ما شاف و سمع
أفعاله المشهوده...و أحقاده المعهوده
حقد أم الجمل...یا باب اشتعل


یدری بیه بت محمد لبوة الحر الولی
من أنادی یا علی أظهر یقلب الدنیه علی
لو نخیته و صحت وینک بإسمک الهم ینجلی
یا کفیلی الما له کافل و النعم من کافلی
یا دمعة أیتامی...یا قصة آلالامی
ما تقبل جدل...یا باب اشتعل

نار حقده بباب داری باقیة الهذا الزمن
نار تسری ابلا هواده شیعتک یا بو الحسن
شوف منهم جم موالی مثلی مظلوم اندفن
اویاهم أطلب یا إلهی نلتقی بجنة عدن
حبونی نصرونی...یا حیدر والونی
شهدوا للأزل...یا باب اشتعل


ذاک نفسه الشال سوطه رادنی ابسوط أنضرب
هسه أشوفه ابوجه ثانی یشعل بنار الحرب
مثل حقی الشیعة أشوفن رجع حقهم ینغصب
قبل دمی و هسه دمهم للنواصب ینطلب
و إدماهم هدروها ...و أسراهم ذبحوها
ما عدهم زلزل...یا باب اشتعل

ناری تطفه ثاری یرجع لو ظهر راعی الأمر
کل فتنهم کل حقدهم تنتهی و ینهی الغدر
و النواصب خلی تسمع جایهم مهدی العصر
قرب یومه یوم ثاری و انحسم یوم النصر
یفنیهم من یظهر...و یحاسب کل منکر
لو صار الأجل...یا باب اشتعل


دم شبابی السال بالطف سال هالیوم و نزف
مو اقبور اورود منهم خضّرة قاع النجف
یا علی اشهد ذوله لجلک طاحو و لجل الشرف
حقد أمیه الجان ضدی ضدهم الیوم انکشف
من تطلب شاهدهم...یم حیدر موعدهم
یم نور الأمل...یا باب اشتعل


لشاعر أهل البیت : ناظم الحاشی

الرادود : ملا باسم الکربلائی

مترجم : کانال باسم-فارسی




چند قصیده زیبای دیگر از ملاباسم به مناسبت ایام فاطمیه، که مشاهده آن ها اکیدا توصیه می شود:


1- ردیت دافن سما

2- ماتت سورة (با ترجمه فارسی)

3- باب فاطم

4- لولا سقوط

5- أدعی یا زینب (با ترجمه فارسی)

6- یمه

7- توأم یا زمان (با ترجمه فارسی)

8- قطعوا الأراک

9- امرأة من نور

10- جرح المدینة (فارسی و عربی)



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۵۱

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تسلیت ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام؛





قومن بنات النبی، قصیده ای بسیار زیبا و تاثیرگذار که زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها در شب عاشورا هست؛ با اجرای باشکوه و ماندگار أسطورة المنبر الحسینی الحاج ملاباسم الکربلائی حفظه الله:


ملا باسم / بنات النبی / بصره، حسینیه داوود عاشور/ شب 10 محرم 1437


گومن بنات النبی / باسم الکربلائی / با ترجمه فارسی
(ترجمه صوت السماء)


قومن بنات النبی خیطن خیمچن عبی
های الزلم ما تضل باچر وراچن سبی
ای دختران پیامبر، برخیزید و از خیمه ها برای خود چادر بدوزید
مردان شما زنده نخواهند ماند، فردا اسارت را در پیش رو دارید


یالله استعدن لباچر هاللیلة کلش گصیرة
باچر زلمنه تسافر کلمن یروح المصیره
انسن دلال الهواشم انسن صفات الأمیرة
کل وحده تلزم طفلها لوذن اسیره ابأسیره
و بسرعة کون المشی احنه نسه و نختشی
لا یبقى عدچن أمل باچر وراچن سبی

برای فردا آماده شوید که این شب بسیار کوتاه است
جوانمردان ما فردا مسافر هستند و هرکدام به سوی سرنوشتشان می روند
وقار بنی هاشمی و صفات شاهزادگی را فراموش کنید
هر یک از شما مراقب طفل خود باشد، و هر اسیری اسیر دیگر را در برگیرد
با سرعت قدم بردارید، که ما زنان هراسان خواهیم بود
آرزویی برایتان باقی نمی ماند، فردا اسارت را در پیش رو دارید


من هسه خلی نفکر لمن تصیر المسیة
لیلى تحامی رقیة و آنی علیه البقیه
من الشمر یعتنینی لا لا تطیحن علیه
خلنی وحدی لسیاطه لمن یگطع ادیه
باچر سیاط الهظم خل تنزل اعله العظم
خلّی ابشر الکفل باچر وراچن سبی
بگذارید از هم اکنون برای شب بعد چاره جوئی کنیم
لیلا تو مواظب رقیه باش و بقیه را به من بسپار
وقتی شمر به سمت من میاید، هیچکس خود را سپر من نکند
بگذارید ضربات شلاقش تنها بر بدن من فرود آید، تا وقتی که دستانم قطع شود
بگذارید فردا شلاق ظالمانه بر استخوان فرود آید
بگذارید به همه شما خبر دهم، که فردا اسارت را در پیش رو دارید


ما ظل وکت یالحرایر باچر تسافر زلمنه
باچر غطانه سحابه. ناتج مداخن خیمنه
صیرن درع یا خواتی و آنی اشیلن علمنه
احنه ثکلى و أرامل بالغربه من یحترمنه
نصبغ وجهنه بدمه. حتى العدو انوهمه
کلشی صفه محتمل باچر وراچن سبی
ای نازدانه ها دیگر وقتی باقی نمانده، فردا مردان ما به سفر می روند
فردا پوشش ما ابرهای برخاسته از دود آتش خیمه هاست
خواهرانم شما سپر شوید و من هم علم و پرچم را به دست می گیرم
فردا که مصیبت زده و بیوه در غربت هستیم چه کسی به ما احترام می گذارد؟
صورتهایمان را با خون رنگ می کنیم تا دشمن را به توهم بیاندازیم
فردا هر اتفاقی ممکن است روی دهد، فردا اسارت را درپیش دارید


لا لا تلفظن أسامی خاف العدو یکتشفنه
یبقى یسب بالغوالی یعرفها نقطة ضعفنه
کل غالی باچر نترکه ماکو أهم من شرفنه
و اللی یطمئنه باچر کلش قریبه نجفنه
باچر حرب تستمر بین الخدر و الشمر
واقع صبح مو مثل باچر وراچن سبی
نه نه، اسامی عزیزانتان را بلند تلفظ نکنید. میترسم دشمن ما را بشناسد
و به نقطه ضعف ما پی برده و به عزیزانمان دشنام دهد
هرعزیزی را که فردا از دست بدهیم هیچ چیز مهمتر از شرفمان نیست
و آن چه که باعث قوت قلبمان میشود این است که نجف به ما بسیار نزدیکست
فردا جنگ بین بانوان محجبه بنی هاشم و شمر استمرار می یابد
همه اینها به واقعیت می پیوندد ، فردا اسارت را در پیش رو دارید


شوفن وجوه الغوالی ساعة و حفظن علایم
یختلف باچر شکلهم لمن تطیح العمایم
جثه تطیح إعلى جثه تلتم جسوم الهواشم
رمله یلیلى تحیرن منهو علی و منهو جاسم
کل الجثث تنسحگ تتگطع و تفترگ
انسن عتاب الأهل باچر وراچن سبی
خوب به چهره های عزیزان نگاه کنید و نشانه ها را به خاطر بسپارید
فردا که عمامه هایشان میافتد چهره آنها تغییر خواهد کرد
پیکرها به روی هم می افتد، و تلی از اجساد بنی هاشم جمع می شود
لیلا و رمله (مادر قاسم) متحیر خواهند شد که کدام پیکر علی است و کدام قاسم؟؟
همه پیکرها لگدمال و تکه تکه و پراکنده می شوند
کسی را سرزنش نکنید، فردا اسارت را در پیش رو دارید


مهد الطفل خل نبعده شوفوله خیمه بعیده
رمله بعد لا تهلهل شمع العرس ما نریده
لمن تشوفن کفیلی لحد تباوع لإیده
و ابن أمی باچر نشوفه سیف الیمزگ وریده
خل ننظر لرگبته وکت الظهر ذبحته
ودعنه بس بالعجل باچر وراچن سبی
بگذارید گهواره طفل شیرخواره را دور کنیم و آن را در دورترین خیمه قرار دهیم
ای رمله، دیگر هلهله نکن. دیگر نیازی به شمع عروسی نداریم
وقتی چشمتان به عباس من افتاد دستانش را نگاه نکنید
فردا پسر مادرم را می بینیم که شمشیر رگ های گردنش را میبرد
بگذارید گلویش را ببینیم ، وقت ظهر سر از بدنش جدا می شود
با عجله  باهم وداع کنید، که فردا اسارت را در پیش رو دارید


من هسه صیرن سبایه و آنه الحرس و الکفیله
اتعلم اعلى الحراسه ما ظل وکت هیه لیله
ما نشتکی من ألمنه من یسمع و نشتکیله
أدری علینه صعوبه قصه سفرنه طویله
باچر زند ینبتر باچر ظهر ینکسر
ع الشاطی یوگع جبل باجر وراجن سبی
از هم اکنون خود را اسیر بدانید و من نگهبان و سرپرستتان هستم
دارم نگهبانی را فرا می گیرم ، که بجز امشب دیگر زمانی باقی نمانده
از دردهایمان شکایت نمی کنیم، چه کسی به شکایت ما گوش می دهد؟
می دانم که سختی های بسیار در پیش داریم، و داستان سفرمان طولانیست
فردا بازویی قطع می شود ، فردا کمری می شکند
فردا کوهی در ساحل بر زمین می افتد ، فردا اسارت را در پیش رو دارید


لو وحده باچر ولوها لازم تخف إبمشیها
خلها تنادی یزینب اعلیه تأشر بدیها
حتى ایعرفنی و یجینی بلکت بعد ما یجیها
اختک یراعی الکفاله کلها تدور علیها
یا ویلی وکت الظهر یرجعلی خالی المهر
أعرف آخویه انچتل باچر وراچن سبی
فردا اگر زنی
مورد مزاحمت قرار گرفت، باید گام هایش را آهسته نماید
و صدا بزند ای زینب، و با دستانش به من اشاره کند
شاید من را که بشناسد به سویم بیاید و او را رها کند
ای عباس، همه دشمنان در پی خواهرت هستند
وای از هنگامه ظهر، که اسب بی سوار به سویم می آید
آن وقت است که می فهمم برادرم کشته شده ، فردا اسارت را در پیش رو دارید




لشاعر أهل البیت : السید عبدالخالق المحنة

الرادود : ملا باسم الکربلائی

مترجم : عبدالصمد امیری - امیر حیاوی - صوت السماء

https://www.dorar-aliraq.net/threads/581435








۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۲۳:۳۶

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان


مجموعه ای بی نظیر از 100 دوره مصحف مرتل قرآن کریم

با صدای قاریان مشهور جهان اسلام



لطفا به ادامه مطلب بروید:


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۰
پنجشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۱۴ ب.ظ

وبلاگ تخصصی استاد عبدالباسط

بسم الله الرحمن الرحیم

به اطلاع علاقه مندان به تلاوتهای استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد می رسونم که وبلاگ جدیدی با محوریت این استاد بزرگ شروع به فعالیت کرده؛ «وبلاگ اختصاصی شیخ عبدالباسط» که برادر بزرگوارم آقای آذری کیا مدیریت اون رو بر عهده دارند،
به تمامی دوستان علاقه مند به هنر تلاوت قرآن کریم به خصوص طرفداران عبدالباسط پیشنهاد می کنم از این وبلاگ بازدید بفرمایند و ان شاءالله از مطالب مفید و کاربردی آن نهایت استفاده رو خواهند برد:

ورود به وبلاگ اختصاصی شیخ عبدالباسط عبدالصمد

نگاهی به آثار تاریخی و جاودانه شیخ عبدالباسط و مشاهیر تلاوت

http://sheikhabdulbasit.blog.ir





۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۴