اکبرالقرا

استاد مصطفی اسماعیل

اکبرالقرا

استاد مصطفی اسماعیل

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت دوستداران تلاوت قرآن کریم
این وبلاگ جهت آشنایی بیشتر با نابغه تلاوت قرآن؛ اکبرالقرا استاد مصطفی اسماعیل طراحی شده است؛ و در کنار آن، سایر مطالب قرآنی هم در وبلاگ قرار خواهد گرفت. منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات شما در این زمینه هستیم. همچنین اگر تلاوت خاصی از استاد مصطفی اسماعیل یا سایر قراء می خواهید، می توانید در قسمت نظرات یا از طریق ایمیل زیر با ما در میان بگذارید که ان شاء الله در اسرع وقت پاسخ داده خواهد شد.
mustafaismaili118@yahoo.com
mustafa-ismail.blogfa.com
mustafa-ismail.blog.ir
https://telegram.me/akbarolqurra
آخرین نظرات
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض تسلیت اربعین حسینی، به این مناسبت یکی از مداحی های قدیمی و بسیار بسیار زیبای مداح اهل بیت ملاباسم الکربلائی رو انتخاب کردم، قصیده ای زیبا با مطلع "یابن أمی جارت الدنیا علینا" که زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها در بازگشت از سفر شام و خطاب به امام حسین علیه السلام هست:




ملا باسم الکربلائی / یابن أمی جارت الدنیا علینا / إصدار بنت علی /  1425 ه.ق


کلیپ تصویری + زیرنویس فارسی

فایل صوتی:

http://www.shiavoice.com/play-187s9



یـبـن أمـی جـارت الـدنـیا علینا ... یا أخی إنّا من الاسرِ اتینا
لـسـتُ ادری ... أین خدری

ای برادر، دنیا بر ما ستم کرد ... برادرم، ما از اسارت برگشته ایم
نمی دانم که ... سراپرده من کجاست؟


بـالاسـى و الـحـزنِ نـادت زیـنـبٌ و الـدمـعُ جـاری
سـیـدی  افـدیـک  مـطـروحـاً عـلـى الـرمضاء عاری
هــدَّم الاعــداء مــذ فــارقــتَ یـا رجـوایَ داری
أضــرمـوا وسـط فـؤادی بـلـهـیـبِ الـحـزن نـاری
جـمـرُ قـلـبـی فـی اتـقـاد ... حـق لـی لـبـس السواد
سوف ابکیک مدى العمر و انعى ... و سأُجری من جفونِ العین دمعى
ضـاق صـدری ... أیـن خــدری

حضرت زینب با غم و اندوه و چشمانی گریان، برادرش را صدا زد
جانم فدایت ای آقای من که روی زمین گرم و تفتیده، برهنه رها شدی
ای تمام امیدم؛ وقتی که از من جدا شدی، دشمنان خانه ام را ویران کردند
و دلم را با شعله های حزن و اندوه سوزاندند
قلب مرا به آتش کشیدند
پوشیدن لباس سیاه، برای من لازم است
بعد ازاین، همه عمر برایت خواهم گریست و ناله خواهم کرد
و اشک بسیار از چشمانم سرازیر خواهد شد
سینه ام تنگ شده است ... آن سراپرده من کجاست؟


فـوق قـبـر الـسـبـط بـالـدمـع هَـوَت تـشکو المصابا
و تــنــادیــه بـأحـزانٍ و مـنـهـا الـقـلـب ذابـا
أیـهـا الـمـظـلـوم یـا مـن بـدره بـالـطـفِ غـابـا
کـم مـآسـی یـا ابـا الأحـرار مـنـهـا الـراسُ شـابـا
و عــیــونٍ بــاکــیـات ... و قـلـوبٍ شـاکـیـات
کـم مـصابٍ مرَّ بی یبن الکرامِی ... فلتقل لی کیف صبری یا إمامی
جــار دهــری ... أیـن خــدری

خود را گریان روی قبر نوه پیامبر انداخت، و از مصیبتها شکایت میکرد
و امام را با چنان حزن و اندوهی صدا میزد که از شنیدنش قلب آدمی ذوب میشد
ای برادر مظلوم من، ای که روی ماهت در سرزمین کربلا پنهان شد
چه بسیار مصیبت ها بر ما وارد شد، که  از آن موی سرها سفید میشود
چشم ها گریان می شود
و دل ها شکوه می کنند
ای برادر، مصیبتهایی بی شمار بر من گذشت
به من بگو چگونه صبرکنم؟ ای امام من
روزگار بر من ستم کرد ... سراپرده من کجاست؟


مـذ  رأیـتُ الـراس مـرفـوعـا عـلـى الـرمـحِ مُـشالى
شـفّـنـی الـحـزنُ و فـاض الـدمـعُ مـن عـیـنی و سالى
و کــأنــی مـذ سـمـعـتُ الـراس بـالأحـزانِ قـالـى
مــن اذى الــظُـلاّم أشـکـو الـهـم لـلـه تـعـالـى
صـاح صـوتـی بـالأنـیـن ... ذاب قـلـبـی یـا حـسین
نار  وجدی  قد سَرَت بین الضلوعِ ... لک حزناً یا أخی سیلُ الدموع
بــات یـجـری ... أیـن خــدری

از زمانی که سر مبارکت را بالای نیزه برافراشته دیدم
حزن و اندوه مرا از پا انداخت، و اشک از چشمانم سرازیرشد
گویی می شنیدم که سرت با حزن می گوید
از آزار ظالمان و ستمگران به خداوند شکایت خواهم کرد
با ناله فریاد زدم
یا حسین(ع) ، قلبم ذوب شد
آتش و سوز اندوه، تمام وجودم را فرا گرفت
و از داغ تو ای برادر، سیل اشکهایم
تمام طول شب جاری بود ... سراپرده من کجاست؟


آهــی لــو تــدری بـآلامـی و حـزنـی یـبـن امـی
آهـی  لـوکـنـت  مـعـی تـکـشـف لـوعـاتی و غمی
آهـی لـو کـنـت تـواسـیـنـی بـذا الـخـطـب المُلمّی
یـوم  أُدخـلـنـا عـلـى الـطـاغـی یـزیـدٍ هُـدَّ عزمی
قـد تـحـمـلـنـا الـعـذاب ... و مـرارات الـمـصـاب
یـا ابـا الأیـتـام لـما غبت ضعنا ... لو أردنا فقدکم نبکی مُنعنا
راح ذخــری ... أیـن خــدری

آه ای برادر، اگر از این غم وغصه هایم چیزی می دانستی
آه اگر با من بودی، درد و غم مرا برطرف میکردی
آه اگر مرا در برابر آن ملامتگران یاری میکردی
همان روزی که بر یزید طغیانگر وارد شدیم، و دیگر نیرو و توان من تمام شد
چه بسیار عذاب ها که تحمل کردیم
و مصیبت های تلخ و فراوان متحمل شدیم
از زمانی که ما را تنها گذاشتی، حرمت ما هم از میان رفت
اگر میخواستیم برای از دست دادنت گریه کنیم، مانع میشدند
پشتوانه و حامی من رفت ... سراپرده من کجاست؟

قــد  رمــتـنـی بـسـهـامِ الـغـدرِ أقـوامُ الاعـادی
لا تــلــمـنـی لـو بـجـمـرٍ مُـحـرقٍ ذاب فـؤادی
فــلــقــد أُدخـلـتُ قـهـراً عـنـوةً لإبـن زیـادی
و عــلــیٌ قــیَّــدوه انــهــم شـرُّ الـعـبـادی
لـهـف نـفـسـی لـلـعـلـیـل ... کـابـد الـهم الثقیل
قُـیِّـد الـسـجـاد مـن قوم اللئامِ ... و أنا نادیت یا نِعم المحامی
هــاک عـمـری ... أیـن خــدری

دشمنان با تیرهای نفرت و کینه، مرا نشانه گرفتند
مرا سرزنش مکن، اگر با این آتش سوزان قلبم ذوب شد
به زور و در حالی که اسیر بودم، مرا وارد مجلس ابن زیاد کردند
و علی (سجاد علیه السلام) را با زنجیرها بسته بودند ... آنها بدترین خلق خدایند
برای سجاد بیمار، بسیار اندوهگین شدم
چرا که او درد زیادی را تحمل میکرد
آن قوم پست، سجاد(ع) را در غل و زنجیر کرده بودند
ومن او را صدا زدم و گفتم: ای بهترین یاور من
هستی من به فدایت ... سراپرده من کجاست؟

یـبـن أمـی جـارت الـدنـیا علینا ... یا أخی إنّا من الاسرِ اتینا
لـسـتُ ادری ... أین خدری

ای برادر، دنیا بر ما ستم کرد ... برادرم، ما از اسارت برگشته ایم
نمی دانم که ... سراپرده من کجاست؟


لشاعر أهل البیت : أبو أیمن الإحسائی

الرادود : ملا باسم الکربلائی


منبع متن قصیده:

http://kasaed.net/index.php?show=news&action=article&id=1159

منبع ترجمه قصیده:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=34501


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی